بررسی هنر اسلامی و هنر متعهد با تاکید بر آرای محمد تقی جعفری

خبرهای وِیژه , فرهنگی , مقالات علمی تاریخ انتشار: ۰۱/۰۸/۱۲ دیدگاه‌ها برای بررسی هنر اسلامی و هنر متعهد با تاکید بر آرای محمد تقی جعفری بسته هستند   59 بازدید

اندازه فونت    
بررسی هنر اسلامی و هنر متعهد با تاکید بر آرای محمد تقی جعفری

نویسندگان : مهدی قدیانی – احمد امیری

آبادان نیوز : خداوند صانع و کمال مطلق است. پس هر چه آفریده است زیبا است زیرا زیبایی یکی از صفات او می باشد. پس همه افعال او هم زیبا است. این قانون (زیبایی) در همه جهان قابل رویت است که همان زیبای ظاهری می باشد. پس انسان که آفریده ی او است در پی زیبایی است و به صورت فطری زیبایی را دوست می دارد. انسان کوشیده است تا به وسیله قوه عقل و خیال خویش زیبایی ها را خلق کند همانند خالق خود. پس می توان در طول تاریخ این شاکله زیبایی را از ادوات و ابزاری که او ساخته است مشاهده نمود. او به فراخور ارزش ها زندگی به زیبایی کوشیده است. از ابزار شکار گرفته تا نقاشی های آیینی ابتدایی یا اشکال دوره جادو که قبل از مذهب به آن باور داشته است. انسان در روند تکامل خود در طول تاریخ به صورت ناخودآگاه و بعد خودآگاه به زیبای ارج می نهد. همانگونه که اشاره شد این زیبایی در فطرت او نهفته است و شباهت او با یکی از صفات خدای خالق می باشد. پس در اینجا می توان گذاره و مفهوم هنر را پدیدار نمود.

در نظر داشته باشیم انسان نیاز به هدایت دارد در سوره بقره آیه سی و هشت اشاره به این موضوع مبرا است.. “در زمین چشم به راه هدایت از سوی او باشید”. انسان بدون هدایت خالق خویش نمی تواند به مقصود برسد. پس می توان هنر دینی یا هنر اسلامی را چنین راهنمایی برای او بدانیم. هنر متعهد ریشه در هنر دینی و اسلامی دارد.

معنای هنر در زبان مترادف با مهارت بوده است. مهارتی که در صنعت کاربرد و کارکرد داشته است اما امروز معنای آن تغییر کرده و همان هنرهای زیبا تعین می یابد. از سویی، هنرمند شخصی می باشد که در آن صنعت، مهارت دارد یا در هنرهای زیبا به مهارت شگرفی از خلق نمودن نایل شده باشد. باید اذعان نمود هنرمند دینی در این روند به جز جهد و کوشش، نیازمند طریقت عرفانی هم می باشد؛ که به تفسیر در حکمت اشراق از جانب سهرودی اشاره گردیده است. باری به هر جهت طریقت عرفانی را می توان راهنمایی از سوی خالق هم دانست. هنرمند با قوه خیال به نوعی به شهودی می رسد که در آنجا پیامی را برای مخاطب از طریق اثر هنری پدید می آورد.

پس به نوعی هنر بازنمایی احساسات هنرمند است که آن را از قوه خیال دریافت می کند. هنرمند در اثر هنری خود به جستجوی حقیقت است. و در اثر هنری خویش آن را به ورطه ظهور می رساند. از سویی همه هنرها یک نوع زبان محسوب می شوند. در حقیقت اثر هنری زبان هنرمند می باشد. پس هنر عواطف هنرمند را به مخاطب بیان می نماید و بیانگر آن است. در فلسفه اسلامی و هنر آن غایت همان هنر متعهد است. یعنی هنر نه فقط جنبه ی ظاهری آن بلکه مقصودی برای مقصود دیگر می باشد. در هنر اسلامی نماد و سمبل اهمیت ویژه ای دارد. یعنی تصویر و بیانی که برای مخاطب ناشناخته یا غیر مشهود است را بازنمایی می کند با زبان نماد و سمبل نمایان می کند.

در اینجا باید به صورت و محتوای اثر هنری توجه داشت. زیبایی نه تنها در صورت اثر هنری تجلی می یابد بلکه در محتوای آن هم که غایت اصلی هنر اسلامی است پدیدار می گردد. یعنی همان زیبایی باطنی. هنر اسلامی دارای دو خصیصه ی زیبایی ظاهری و زیبایی باطنی است و مقصود رسیدن به زیبایی باطنی اثر است. زیبایی باطنی می تواند انسان را به کمال مطلوب برساند و انسان کمال طلب است. پس در مرتبه زیبایی ظاهری عقل دخیل است و می توان آن را در تناسبات و توازن اثر هنری کنکاش کند و قوه ذوق با اعتباری همگانی به آن نایل گردد. اعتبار همگانی یعنی آنکه زیبایی در اثر هنری مورد تایید همگان باشد. البته در نظر داشته باشیم در اینجا اعتبار همگانی به معنای عوام آن نمی باشد. همان گونه که انسان نیاز به راهنمایی برای رسیدن به کمال مطلوب را دارد جامعه هم اینگونه می باشد. در قرآن مثال های بسیاری از انحراف یک جامعه بیان شده است.

هنر دینی یا اسلامی را می توان بر اساس تاریخ یا جغرافیا مورد بررسی و تحلیل قرار داد. مجموعه ای گسترده از آثار هنری که در تمدن اسلامی یا قسمتی از آن تاریخ پدید آمده است. البته این برداشت صحیح نمی باشد یعنی هنر دینی و اسلامی را تنزل داد، می توان به آن هنر مسلمین یا مسلمانان در برهه ای از تاریخ اطلاق نمود. از سویی باید این متغیر را در نظر داشت که هنر اسلامی از مبانی و اصول دینی یا به طور خاص آیین اسلام برخواسته است. پس هنرمند به صورت خودآگاه یا ناخوداگاه تحت تاثیر آموزه های دینی و اعتقاد به یگانگی خداوند و محبت به نبوت حضرت محمد و خاندان او و همچنین اعتقاد به قیامت و عالم دیگر و هستی شناسی و معرفت شناسی دینی است که اثر هنری را پدید می آورد. فارغ از تاریخ و جغرافیای دوره خاص. پس می توان هنر اسلامی را در متغیرهای هنر اسلام و هنر سرزمین های اسلامی واکاوی نمود.

می توان اولین بارقه های اندیشه هنر متعهد را در آثار رمانتیک در قرن نوزدهم میلادی واکاوی نمود. نه آنکه پیش از این چنین هنری وجود نداشته است اما شارحان و اندیشمندانی در این برهه آن را سمت و سو داده اند. اما روح هنر متعهد را می توان در دوره قرون وسطی و حتی پیش از آن در یونان کلاسیک کنکاش نمود. هنر متعهد بر گرفته از سه خصیه ی فضیلت و تعهد و اخلاق است که در نظام فلسفی هگل در ارتباط با آن سخن بسیار گفته شده است. البته فضیلت و تعهد و اخلاق در هنر متعهد اسلام بسیار متفاوت از اندیشه های هگلی است. یک اثر هنری می تواند نسبت به ارزش های جامعه خویش متعهد باشد و ازسویی می تواند فقط بر خلاف اندیشه ها و ارزش هایی که از هنر متعهد جامعه دور است خلق گردد. تفاوت هنر متعهد و هنر متعهد اسلامی در اینجا شکل می گیرد. در آثار رماتیک که خویش را هنر متعهد می دانستند هنر در خدمت فضیلت و اخلاق بوده است و کارکرد و کاربرد آن نمایش فصیلت و اخلاق بوده است اما هنر متعهد اسلامی ورای فضیلت و اخلاق است و غایتی والاتر برای فرد و جامعه دارد که آن همان رشد و اگاهی و کمال است و در نهایت نزدیکی به خداوند از طریق صفات جمال و جلال خداوند است.

طبق اندیشه های علامه جعفری هنر دو گونه تقسیم می گردد. هنر پیرو و هنر پیشرو. هنر پیرو بر اساس خواسته ها و تمایلات و اخلاقیات رسمی پیروی می کند. هنر پیرو توجیه شدن نبوغ و فعالیت های عقلانی و احساساتی مردم. معنا می گردد. هنرمند پیرو به نوعی بر اساس تفکرات و آرمان های جامع آن را شکل می یابد. اثر هنرمند پیرو بر اساس ذوق و سلیقه مردم جامعه شکل می گیرد. از سویی هنر پیرو نه بر اساس شایستگی ها بلکه بر اساس مقتضیات جامعه اثر هنری را پدید می آرود و فقط جنبه ظاهری یا احساسی آن هویدا می گردد. از آنجا که هنر پیرو غایت، آرمان و هدف اعلایی را پیروی نمی کند دارای وحدت نمی باشد. گذاره وحدت در اینجا در معنای اسلامی مورد بررسی است. این نوع هنر بر اساس واقعیت های جامعه، محیط و اندیشه ای هنرمند پدید می آید نه بر اساس اندیشه ای والا و پویا. اندیشه والا بر اساس غایتی شکل گرفته است که مقصود از آن رسیدن به آگاهی الهی می باشد. شاید در هنر پیرو اندیشه وجود داشته باشد یا دارای پیچیدگی های مفهومی و روانشناختی باشد لیک از آگاهی الهی مبرا است. می توان هنر پیرو را هنر برای هنر دانست. هنر پیشرو آن نیست که یک هنرمند همه معلومات و تجارب و نبوغ سازنده را از عینیت و زمان بگسلد و متغیرهایی را مطرح سازد که هیچ جایگاه اجتماعی و عینی نداشته باشد. چنین هنری دیگر هنر نیست و دیگر هیچ سودی برای انسان ندارد. هنر متعهد تصفیه واقعیات جاری و استخراج حقایق ناب از میان آنها و قرار دادن آنها در حیات معقول است. می توان هنر پیشرو را همان هنر متعهد دانست.

هنر متعهد بر آن است، هر آنچه از هنر زاده می شود نمی توان هنر باشد و نیاز به پالایش هایی دارد. هنرمند متعهد می تواند در پالایش اوهام و پندارهایی در ذهن مخاطب که رسوب کرده است رسالتی راستین داشته باشد. از دیدگاه علامه جعفری عواملی فراوان موجب طبیعت گرایی مردم است و این طبیعت گرایی بوده است که همواره مردم را در سودجویی و خودخواهی و بی اعتنایی به ارزش های تکاملی فرو برده است. هنر بی تعهد تحکیم این جریان است یعنی با در نظر گرفتن طبیعتِ دو بعدی انسان دست به آفرینش اثر هنری می زنند که یک بعد آن همان سود جویی و خودخواهی است و اعتنایی به ارزش های تکاملی است و حیات معقول انسان را هدف قرار می دهد. یک اثر هنری هر چقدر هم نبوغ آمیز باشد چیزی جز انعکاس آنچه در جهان عینی است ندارد. یعنی با تمام خصیصه های نیک و بد و زیبا و زشت و صحیح و غلط و نظم و بی نظمی و توهّمات و واقعیت. چنین هنرهایی تنها می تواند قوه ذوق را به شوق آورد و دستاورد دیگری ندارد. اما هنر متعهد از تماشا و درک واقعیت در پی هماهنگ ساختن منطق واقعیت با دریافت های کمی و احساسات سازنده درباره آنها است. می توان اذعان داشت هنر متعهد دارای غایتی والا است که بر دارنده فردی و  اجتماعی توان تاثیر گذاری را داراست و صرف لذت ذهنی یا بازی خیال و فاهمه نمی باشد.

در اسلام و فلسفه آن رشد و آگاهی انسان برای تحقق زندگی در این جهان و معنویات اهمیت بسزایی دارد. هنراسلامی به تبع چنین نگرشی در مسیر رشد و آگاهی اثر خویش را بینان می کند. هنر اسلامی و هنر متعهد در غایت تعلیم و تربیت انسان و تعالی او مقوم می گردد. ادارکات و عواطف تاثیر بسزایی در زندگی انسان دارد و هنر متعهد به وسیله هدایت صحیح این عواطف به دنیال آشکارگی حقیقت برای انسان می باشد. هنگامی که هنرمند اثر خویش را بر اساس آگاهی و شهود صحیح که بر گرفته از تعالیم اسلامی است به ثمر می رساند او و اثرش به آزادی می انجامد و این امر مخاطب اثر را هم به چنین جایگاهی می رساند. این آزادی رهایی از نفس و رسیدن به تجلیات خداوند است. می توان اذعان داشت از دیدگاه هنر متعهد باطن اثر که همان مفهوم آن برای مخاطب است اهمیت بیشتری تا ظاهر آن یا صورت آن دارد. البته نه آن که صورت اثر اهمیت نداشته باشد لیک مفهوم زیبا در صورت زیبا معنا می یابد. هنر متعهد همانند آینه ای است که زیبایی خداوند در آن پدیدار می گردد.

در هنر متعهد صفت های جمال و جلال خداوند بیشترین کارکرد و کاربرد را در اثر هنری دارا هستند.. در بیشتر آثار اصیل هنر اسلامی می توان صفت های جمال و جلال خداوند را واکاوی نمود. هنر متعهد مفهوم و معنای حقیقیت است و می تواند ارتباطی با خالق و مخلوق گردد. یعنی میان خداوند و انسان از طریق جمال و جلال الهی.

هنر متعهد یا هنر پیشرو بر آن نیست که هنرمند معلومات و تجربه های پدیداری خویش و نبوغ خود را از مکان و زمان و محیط بگسلد و به موضوعاتی بپردازد که منشا عینی و اجتماعی نداشته باشد بلکه بر اساس واقعیت جاری و شهود و استنتاج حقیقت مطلق و قرار دادن آن در حیات معقول را در نظر داشته باشد در اثر خویش. البته جذابیت و گرایی آن یا همان زیبایی باطنی را هم داشته باشد تعریفی کامل از هنر متعهد یا هنر پیشرو است. پس هنر متعهد دارای جلوه گاه تعهد، توجه به حیات معقول و پذیرفتن جهان هستی به مفهوم یک اثر هنری می باشد. ارزش های اصالت فردی و اجتماعی و جنبه تربیتی والا در قلمرو ارزش ها است.

 

 

 

 

احمدامیری، احمد امیری روزنامه نگار، شاعر، نویسنده، مهدی قدیانی

برچسب ها:
مطالب مرتبط
رفتن به ابتدای صفحه