واکاوی اندیشه‌ های نیچه در جایگاه زیبایی شناسی در اراده معطوف به قدرت

خبرهای وِیژه , فلسفه هنر , مقالات علمی تاریخ انتشار: ۰۱/۰۷/۰۴ دیدگاه‌ها برای واکاوی اندیشه‌ های نیچه در جایگاه زیبایی شناسی در اراده معطوف به قدرت بسته هستند   100 بازدید

اندازه فونت    
واکاوی اندیشه‌ های نیچه در جایگاه زیبایی شناسی در اراده معطوف به قدرت

آبادان نیوز : در فلسفه هنر دو رویکرد یا تعبیر می توان به زیبایی شناسی و امر قدرت داشت. از سویی می توان نگاهی مارکسیستی و نئوماکرسیسم همانند والتر بنیامین داشت. جایی که زیبایی تثبیت کننده قدرت است یا سرکوب گرایانه وضعیت موجود. در نظر داشته باشیم اندیشه های او نقد پروپاگاندای فاشیسم و نازیسم بوده است و برای تنزل جایگاه دیکتاتور هایی همانند هیتلر و موسیلینی بوده است. اما از دیدگاه نیچه قدرت در معنای و ساحت سیاست نیست بلکه آن را در وجو شناسی و فلسفه می توان رصد نمود. قدرت در در ماهیت قدرت است. خواستگاه زیبایی در مقوله قدرت و در بطن آن است.

به طور طریح زیبایی مولد قدرت است. مناسبات زیبایی و قدرت در بازتاب های قدرت است، یعنی زیبایی بر اساس قدرت قوام می یابد. زیبایی شناسی امری Aesthetic است و بر اساس امور استحسایی و حسی که مقولات زیبایی شناسی را در بر دارد و Sence Fling می باشد و در برابر Noesis است. احساس درون هر فرد است. زیبایی در اندیشه های نیچه در بردارند The beauty و The sublime است.

اراده معطوف به قدرت یاPower Oriented Will  یعنی هر  ابژه در عالم میل به گسترش دارد. مانند دانه میوه و انتشار خویش. حرکت. پس هر چیز بلقوه است که دست به گسترش و انتشار می زند. اراده معطوف به قدرت در وهله اول پدیدار است. معرفت ذیل اراده معطوف به قدرت است. همه پدیدارها میل به قدرت دارند و میزان حقیقت را قدرت مشخص می کند. از دید نیچه آنچه می تواند قدرت را سامان دهد فرهنگ است. پس در اینجا نقاط اشتراک قدرت و هنر آشکار می گردد، یعنی فرهنگ ساحت میان قدرت و هنر می گردد.

در اندیشه‌های نیچه مهندسی قدرت حائز اهمیت است. مهندسی قدرت ساز و کار قدرت را مشخص می کند. در فرهنگ یونان ، آکون به معنای ستیز و رقیب بوده است. رقیب داشتن در مواجه با دیگری ستیز با دیگری باعث شکل‌گیری هویت می گردید. الهه اریس مردم را به ستیر دعوت می کرد و این تسیز باعث می شود تعداد افراد در هر مرحله کم ش.ئ و در نهایت ابر قهرمان باقی بماند.

ابر انسان نیچه بر اساس آگون مطرح می گردد. این جدال و جدل در نظام اندیشه او پالایش می شود و وارد اجتماع و سیاست و فرهنگ می شود پس فرهنگ یک ساختار هرمی دارد. در سطح زیرین این ساختار افرادی هستند که قدرت کمی دارند و وارد تستیز و اگون نمی شوند. مرحله بعدی افرادی هستند که در تسیز و آگون موفق هستند و وارد مرحله بعدی می شوند. در مرحله سوم ستیز بیشتری صورت می پذیرد و در مرحله چهارم ابر انسان نیچه شکل می گیرد. ابر انسان نیچه کامل ترین انسان است که از نظر او مطرح می گردد که هم صافت جمالی را دارد هم جلالی.

اگر هرم فرهنگی نیچه را وارانه کنیم جامعه نابود و نیست انگاری می شود. هرم فرهنگی هنگامی که از جایگاه خود خارج می شود نیهیلیسم شکل می گیرد. او اعتقاد داشت نیهیلیسم فاجعه فرهنگی است. آن چیزی که جامعه و فرهنگ ماعصر و امروز با آن مواجه است امر نیهیلیسم است. نیهیلیسم دو وجه دارد. وجودی و تاریخی. همه انسان‌ها دچار نیهیلیسم هستند و به نوعی عدم وارد انسان شده است. برای برون رفت از این وضعیت انتقاد به تفکر دکارتی مثمر الثمر است.

از دید نیچه هنگامی که انسان نتواند برای پدیده ای معنا بیابد برای آن امر پدیده بی معنا می شود. این امر باعث پوچی و نیهیلیسم می شود. پیش بینی نیچه از جهان بعد از او درست بوده است. همه انسان ها در انتظار مدینه فاضله هستند. انسان فکر می کند کمال او در مدینه فاضله است. ساختار ایدئولوژی در هر نگاه کلانی ساخت این مدینه است. در اینجا کلان روایت ها شکل می گیرد. اما این مدینه فاضله هیچ وقت تحقق پیدا نمی‌کند. انسان اراده آزاد را قربانی می‌کند زیرا همه در انتظار هستند. ایدئولوژی، فرهنگ،  کلان روایت‌ها و مدینه فاضله درون ما تحقق و انتظار ایجاد می‌کند. این انتظارات در صورت عدم تحقق سبب پوچی و بی معنا شدن می شود و نیهیلیسم بر انسان غلبه می یابد و هرم فرهنگی برعکس می شود.

ابر انسان مفهوم زمینی دارد. حیات است و زیست. همیشه انسان در گسترش است و همیشه انسان در گستره جان قدم زده است و گستره حیات و زمین را فراموش کرده است. نیچه از واژه انسان فراموشکار استفاده می‌کند یعنی که فراموش می‌کند. وقتی انسان در گذشته سیر می‌کند چیزی از آینده باقی نمی‌ماند. فکر می‌کند آینده در گذشته است و آنچه که در آینده است در گذشته جستجو می‌کند. این جریان مشکل ایجاد می‌کند. یا آینده بهتر است یا گذشته و حال را فراموش می‌کنیم. اراده معطوف به قدرت. ابر انسان. چشم اندازگرایی و نیهیلیسم شالکه اصلی دستگاه فلسفی نیچه است.

بر اساس اندیشه‌های نیچه برای برون رفت از نیهیلیسم باید با اراده معطوف به قدرت به غایت فرهنگ رسید. مهندسی فرهنگ. همچنین بر اساس تبارشناسی او انسان دو وضعیت دارد که ریشه در یونان متقدم دارد. زیبایی شناسی نیچه را می توان در این تبار شناسی مورد تحقیق قرار دارد که در این مبحث نمی گنجد. دیونوسوسی و آپلونی. زمانی که تمام نیروها به صورت بلفعل وجود داشته باشند دیونوسوسی است و امر والا. وضعیت دیگر آپلونی است و زمانی شکل می یابد که همه به صورت های بلفعل شکل یابند و حقیقت آپلونی شود. ابر انسان نیچه با هر دو وجه دیونوسوسی و آپلونی در ارتباط است. از نظر او خود مفهوم کمال ریشه در قدرت دارد. زیبایی یعنی سازگاری نیروها. اگر تمام نیروها در سازگاری قرار گیرند زیبایی شکل می گیرد. اگر اثر هنری هم دیونوسوسی باشد هم آپلونی، یعنی هم جمالی باشد هم جلالی اثر هنری شکل می گیرد. اینجا جایگاه ابر انسان در اندیشه‌های نیچه بر اساس اداره معطوف به قدرت در زیبایی شناسی حائز اهمیت است.

 

نویسندگان :احمدامیری، مهدی قدیانی

 

 

 

احمدامیری، احمد امیری روزنامه نگار، شاعر، نویسنده

مطالب مرتبط
رفتن به ابتدای صفحه