احمد امیری

امروز: ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
پایگاه اطلاع رسانی

با ورود شعر نو و سپيد خيلی‌ها به اشتباه شعر گفتند

مصاحبه ها تاریخ انتشار: 99/11/25 بدون نظر   614 بازدید

اندازه فونت    
با ورود شعر نو و سپيد خيلی‌ها به اشتباه شعر گفتند

احمد اميری: يك شاعر  اظهار داشت:ورود شعر نو و شعر سپيد به ادبيات ما باعث ايجاد ساده‌انگاري شد و خيلي‌ها احساس كردند كه شاعرند و به هر نحوی که شده باشد شعر بگویند و هیچ توجه ای به محتوای شهر نداشته باشند.

احمد اميري بيان كرد:‌ شاعر همانند یک لیوان آب است و برای رسیدن به درجه های بالای شعر در خود نیاز به مطالعه را روزانه احساس می کند تا بتواند همیشه به روز باشد و

ظرفیت خود را پر شده ببیند و در نهایت به تولید شعر برسد و به صورت ناخودآگاه لبریز شوند، اما متاسفانه برخی از شاعران ما تنها به فکر شعر گفتن به هر قیمتی شده و همین

مسئله مانع از متولد شدن شعری می شود که شاعرش را شکوفا و به اوج برساند.

وی اضافه کرد: یک شاعر برای رسیدن به نقطه بالا نیاز دارد در جامعه حرکت کند، مسائل مختلف اجتماعی را رصد و لمس کند، اینها است که باعث تصویر سازی و تولد شعر می

شود،

اما متاسفانه شاعران امروزی کمتر سعی می کنند از ضمیر ناخودآگاه خود شعر بسازند و بیشتر احساس می شود شعرهای امروزی شعار باشند تا شعر.

این شاعر گفت: ای کاش قانون کپی رایت به صورت جدی در کشور ما به خصوص در زمینه ساخت شعر پیگیری می شد، زیرا متاسفانه اکنون شاهد استفاده از اشعار دیگران با تغییر

متنی در دیگر شاعران هستیم، شاید بتوان نام آن را شعر گذاشت و از لحاظ ادبی هم شعر به شمار آید، اما قطعا ماندگاری ندارد، زیرا این شعر از دل برنیامده و بر دل هم نمی نشیند

و شاعران چند روزه ای شاعر هستیم و بعد نه را بوجود می آورد.

اميری تاكيد كرد: شايد چنين شعري توسط هم‌ محفلان هم تحسين شود اما بايد دقت كرد كه شاعر را مردم شاعر مي‌كنند. زماني كه كتاب شاعر به فروش برسد و شعرش در ذهن

مردم ماند آن وقت است كه او مي‌تواند ادعاي شاعر بودن را داشته باشد و گرنه اینکه شاعری چند جلد کتاب شعر هم داشته باشد ولی مردم او را نشناسند نمی تواند ادعای

شاعری داشته باشد.

وی افزود: ورود به عرصه شعر كلاسيك محدوديت ذوقي و استعدادي خاصي را مي‌طلبد و اين باعث مي‌شود هر كسي به خود اجازه شعر گفتن را ندهد اما اين مساله در شعر نو

وجود ندارد. البته هر كسي كه فكر مي‌كند شاعر است، حق دارد شعر خود را بگويد و ممكن است شعر او به تاييد هم برسد اما اگر ذوقي در شعر شاعر نباشد و آن شاعر شعور

شاعري را نداشته باشد، شعري مكانيكي توليد مي‌شود و چند صباحی بیشتر این شعر مورد بازخوانی قرار نمی گیرد.

اميري تصريح كرد: شعر نبايد ساخته شود. شعر بايد سروده شود. شعري كه ساخته مي‌شود شعر نيست بلكه متني است كه واژه شعر را به صورت نامشروع يدك مي‌كشد. اين

مساله به ساختار مقدس شعر لطمه‌زده و به معضل دهه ۸۰ و ۹۰ تبديل شده است. ما در دهه ۸۰ و ۹۰ بحراني‌ترين دوره شعر تاريخ را سپري كرديم چون با چنين فقري برخورد كرديم

اما اين معضل نيز گذرا است چون جامعه و مردم كه مخاطبان اصلي شعر هستند بهترين‌ها را انتخاب مي‌كنند.

وي اضافه کرد: كساني كه فكر مي‌كنند شاعرند خواه ‌ناخواه به حاشيه مي‌روند و كساني در گود مي‌مانند كه واقعا شاعر باشند و همان طور كه فروغ و شاملو از بين صد هزار شاعر

دوران خود به ماندگاري رسيدند امروز نيز فقط شاعران باارزش مي‌مانند.

اميري در پایان گفت: شعر پاك و مطهر است كه مي‌تواند انواع ديدگاه‌ها را داشته باشد اما نمي‌تواند صرفا در يك جناح خلاصه شود. پس نبايد شعر را درگير باندبازي كرد.

 

بازي‌هاي زباني در شعر نو زياد شده

احمد اميري در گفت‌وگو با ايسنا اظهار كرد: در زمينه شعر نو ما شاعران خوبي داريم اما آن قدر بازي‌هاي زباني در شعر نو زياد شده كه اين

شعرها ديگر قابل ترجمه نيست و اگر هم ترجمه بشوند كيفيتي را كه اصل شعر از آن برخوردار است را ندارد.

وي گفت: در واقع ما يا خودمان زبان شعر را سخت كرده‌ايم يا زبان شعري سخت شده است. به همين دليل مي‌بينيم در عرصه‌هاي ادبي جهان شاعران نوپرداز ما جايي براي عرض اندام ندارند.

اين شاعر افزود: ما هر چه تحت عنوان شعر قدم برمي‌داريم مربوط به شعر كلاسيك‌مان است. هر چند كه ما شاعران خوبي در زمينه شعر نو داريم؛ بازي با واژگان خيلي زياده شده است.

اميري توضيح داد: وقتي شاعر مي‌خواهد تصويري را خلق كند با بازي واژگان اين كار را انجام مي‌دهد و تصوير را در بند يا بيت شعر نمي‌گنجاند. البته اين كار اشتباه نيست اما مشكل كار در اين است كه مترجم هنگامي كه قصد تغيير دادن بازي زباني را دارد بايد آن را به گونه‌اي براي فردي با زبان بيگانه تغيير دهد كه براي او قابل فهم باشد.

اين نويسنده بيان كرد: گاهي اوقات شاعران از بعضي تكيه كلام‌ها در شعرشان استفاده مي‌كنند كه اگر بخواهيم آنها را ترجمه كنيم فرد متوجه منظور و مفهوم آن نمي‌شود و بايد سير ايران‌شناسي و جامعه ايران را طي كند و مورد مطالعه قرار دهد تا متوجه منظور شاعر شود.

وي گفت: از چهره‌هاي شعر نو كه شعرهاي آنها ترجمه شده مي‌توان به شعرهاي فروغ و بعد شعرهاي شاملو و اخوان اشاره كرد. كساني مثل شمش لنگرودي نيز هستند كه ترجمه كارهاي آنها با مشكل روبه‌رو نيست.

اميري خاطرنشان كرد: ما به دليل انحرافات زباني شعرمان شاعران بين‌المللي نداريم. هر چند اين انحرافات بد نيستند اما خوب هم نيستند زيرا باعث مي‌شود در امر ترجمه شعر با مشكل روبه‌رو شود و به طور كل مي‌توان گفت ما در عرصه جهان‌ قدر نيستيم.

او ادامه داد: بعد از اين كه نيما قالب‌ها را شكست موجب شد تا شكل جديدي در ادبيات به وجود آيد و به نوعي باعث معرفي شاعران قدري نيز در اين زمينه شد اما بعد از آن شاعران ما ناخودآگاه شعرهاي‌شان را شخصي كردند و زبان‌شان هم شخصي شد. پس براي اين كه زبان آنها برگردانده شود نياز به طي كردن پروسه تاريخي دارد تا متوجه شويم كه شاعرچه گفته است.

وي در پایان اضافه كرد: اگر ما به شعرهاي شاعران خارجي نگاهي كنيم مي‌بينيم‌ همان منظور و مفهوم در قالب تصوير و زباني قابل فهم اما پيچيده به ما مي‌رساند اما شاعران معاصر ما اكثر به پيچيده‌گويي روي آورده‌اند به طوري كه براي دنيا قابليت فهم ندارد.

 

اگر سرقت اندیشه انجام نشود شعر فارسی سرانجام خوبی خواهد داشت

احمد امیری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار كرد: یكی از معضلات شعر ما نبود موسیقی در شعر است. مثلا در شعر نیما یا شعر سپید شاملویی موسیقی در شعر هویدا است. به عبارتی شعر وزن و عروض و قافیه ندارد اما موسیقی خود را از موسیقی شعر كلاسیك وام گرفته است.

او افزود: متاسفانه شاعران ما در حال حاضر شعر كلاسیك، كه عقبه شعر ما است، را كنار گذاشته‌اند در حالی كه آن‌ها زمانی می‌توانند موفق شود كه از این عقبه و سرمایه استفاده كنند. متاسفانه در حال حاضر این كار را نمی‌كنند. در نتیجه شعرهایی منتشر می‌شوند كه با روحیه شرقی جامعه ما سازگار نیست. به همین دلیل است كه شعر خوانده نمی‌شود. شفیعی كدكنی در كتاب “موسیقی شعر” خود این مساله را فریاد زده است كه وقتی شعر موسیقی نداشته باشد به نثر تبدیل می‌شود.

وی اظهار داشت: شاعر زمانی شاعر می‌شود كه مردم را در كنار خود داشته باشد و روشنفكران او را قبول كنند. متاسفانه شاعران ما زمانی فكر می‌كنند شاعر شده‌اند كه هم‌محفلان‌شان به آن‌ها آفرين بگویند! خودباوری‌های بی‌جا یكی از عوامل این مساله است. نیما چارچوب شعر كلاسیك را شكست اما به خود شعر ضربه نزد و حتی از شعر كلاسیك وام گرفت اما بعد از نیما خیلی‌ها می‌خواستند تاریخ‌ساز شوند و فرم جدیدی خلق كنند. به همین دلیل به انجام دادن كارهای بی‌مایه دست زدند.

امیری خاطرنشان كرد: ایجاد فرم‌های بی‌پایه موجب شد تا ما مسیر اصلی شعر را گم كنیم. الان به اسم پست مدرنیسم شعر گفته می‌شود. در حالی كه مولفه‌های پست مدرنیسم در شعرها دیده نمی‌شود. شاعری كه بخواهد محصولی ارایه دهد نخست باید جاذبه اثر خود را مد نظر داشته باشد. وقتی از زیبایی‌های شعر فاصله بگیریم، به فرم‌زدگی دچار ‌شویم و به تقلید روی ‌آوریم مخاطب را از دست می‌دهیم. به همین دلیل است كه چند سالی شاعر سرشناسی در كشور نداریم و شاعران جوان هم گمراه می‌شوند.

وی یادآور شد: شعر ما در بعضی جاها به سمت بی‌راهه پیش می‌رود. متاسفانه شاعران قدیمی كه خوب كار می‌كردند سكوت اختیار كرده‌اند. این سكوت اختیار كردن باعث می‌شود كه آن دسته از افرادی كه مایه شعرگویی ندارند به عنوان مرجعی برای جوانان شناخته شوند و آن جوانان به بی‌راهه بروند.

این شاعر تاكید كرد: شعر كلاسیك ما می‌تواند پشتوانه خوبی برای نسل جدید شعر امروز فارسی باشد. قصد من عروض و قافیه نیست بلكه موسیقی شعر كلاسیك است. در شعر دهه ۷۰ بعد از مرگ منوچهر آتشی هیچ پیشرفتی نكردیم و علت این مساله همین خودباوری‌های بی‌جا و خودنمایی‌هایی است كه بعضی‌ها انجام می‌دهند و باعث این معضل شده است.

مطالب مرتبط

نظر شما


Notice: Undefined variable: user_ID in /home/ahmadami/domains/ahmadamiri.com/public_html/wp-content/themes/sp_parse_v2/comments.php on line 37

برای ارسال نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.

در صورتی که قبلاً در سایت ثبت نام کرده اید از لینک زیر وارد حساب کاربریتان شوید.

اگر هنوز در سایت ثبت نام نکرده اید میتوانید از قسمت ثبت نام در سایت اقدام نمایید.

رفتن به ابتدای صفحه